⏪سپیده

موسی اکرمی

شب
آن‌چنان کش آمد
که گمان برد
صاحبِ جهان است.

ما
چراغی نداشتیم
جز قلبی
که خاموش نشد.

در دلِ انار
خون،
دوباره
آموخت
چگونه
نور شود.

هیچ فرمانی
طلوع را
لغو نکرد.

سپیده
از جائی آمد
که دیوار
ترک خورده بود.

آن‌ها
شب را ساختند،
ما
فردا را.

و خورشید
بی اجازتی
بازگشت. ...

موسی اکرمی

پگاه دوشنبه، اورمزدروز از دی‌ماه، دی‌گان، ۱۴.۴