بازاندیشیهائی پیرامون روششناسی نظری و عملی میرشمسالدین ادیب سلطانی در واژهگزینی و ترجمهی فلسفی
بازاندیشیهائی پیرامون روششناسی نظری و عملی میرشمسالدین ادیب سلطانی در واژهگزینی و ترجمهی فلسفی
موسی اکرمی
Amicus Plato, sed magis amica veritas
بازگفت لاتینی سخنی که بر پایهی پارهی 1096الف 11-15
از اخلاق نیکوماخوسی به ارسطو نسبت داده شده است
اشاره. کتاب «فرزانۀ خلوتگزین»، که بهتازگی از سوی انتشارات نگاه منتشر شده است، دربردارندۀ مقالاتی است که به همت آقای دکتر غلامرضا زکیانی، عضو هیأت علمی گروه فلسفۀ دانشگاه علّامه طباطبایی، در نکوداشت یاد دکتر میرشمسالدین ادیبسلطانی گردآوری شدهاند. این مجموعه، که در بیستم مهرماه 1404، دومین سالروز درگذشت دکتر ادیب سلطانی، در دانشگاه علامه طباطبایی از آن رونمایی شد، دارای دو بخش است:
بخش یکم: مجموعۀ مقالات نوشته شده در بارۀ دکتر ادیب سلطانی به خامۀ / سرانگشت « استادان دکتر موسی اکرمی، دکتر محمدرضا بهشتی، دکتر مالک حسینی، دکتر کاوه خورابه، ابراهیم رنجبر، دکتر مهدی عظیمی و دکتر علیاصغر مصلح» و همچنین خانم دکتر ممتاز ادیب سلطانی، و آقایان دکتر حمیدرضا رحمانیزاده دهکردی و دکتر غلامرضا زکیانی؛
بخش دوم: مقالات اهدا شده به این مجموعه از سوی «استادان دکتر امیرحسین خداپرست، دکتر داود حسینی، دکتر محمدعلی حجتی، دکتر محمد کریمی زنجانی اصل و نیز خانم دکتر ملیحه کرباسیان».
من در اینجا چکیده، مقدمه، و فرنامهای بخشهای مقالۀ 45 صفحهای خود را به علاقهمندان تقدیم میکنم.
بخشهای مقاله:
چکیده
1. مقدمه
2. امر دشوار ترجمه، بهویژه در فلسفه و منطق و شعر
3. معیارها و هنجارهای ادیب سلطانی در جایگاه مترجمی توانا
4. جایگاه واژهها و ساختارهای دستوری زبان عربی در زبان پارسی
5. سنجشگری کلی ترجمه و واژهگزینی ادیب سلطانی
6. نمونههائی از مته-به-خشخاشگذاریها» در بررسی پیشنهادهای ادیب سلطانی
6-1. برگزینش «دویچمگوییک» برای «دیالکتیک»، از هراکلیتوس و افلاطون و ارسطو تا کانت و هگل و مارکس
6-2. برگزینش پرتوم و افدوم برای a priori و a posteriori
6-3. برگزینش «تراگذرنده» برای transcendent transzendent /و «ترافرازنده» برای transzendental / transcendental
6-4. برگزینش «مینو» برای idea
6-5. برگزینش «تنقیح مناط» / «مناط-پیرایش» در ویراست نخست ترجمهی سنجش برای deduktion / deduction و برگزینش «مناط-پیرایش» برای آن در ویرایست دوم
6-6. نمونههای جزئی از کاستیها یا نادرستیهای ترجمه و واژهگزینی ادیب سلطانی
7. واپسین سخن
کتابشناسی
****
چکیده
میرشمسالدین ادیب سلطانی، چونان یکی از برجستهترین فرهیختگان چندین بُعدی سدهی چهاردهم ایران، با برخورداری از دانش گسترده و ژرف خودآموخته در چندین زبان مهم جهانی، منطق، فلسفه، و ادبیات غرب، نقشی بیبدیل در رویآوری تخصصی و همهجانبهنگر به پدیدهی کتاب، فراکار و فرایند ترجمه، و جهتدهی و ژرفابخشی نخبهگرایانهی رویکرد روشنفکران و دانشگاهیان ایرانی به متون ماندگار فلسفی و منطقی و ادبی داشت.
ادیب سلطانی که با همهی انتشار پنج اثر تألیفی مهم بیشتر چونان یک مترجم دانشور اندیشهورز دشوارنویس نامدار شناخته شده است، بیگمان بسی فراتر از یک مترجم صرف بود، چنان که او با
الف) نگاهی بس نخبهگرایانه به «مسئلهی کتاب»، از طرح آغازین تا نگارش و ویرایش و چاپ، همراه با حساسیتی کمیاب در توجه به تک تک واژهها و نشانههای ویرایشی، از حرف و واژه و جمله تا بند و بخش و فصل و تمامیت یک کتاب، بر پایهی شناختشناسی و روششناسی ویژه در نگارش و ترجمه که برآمد سالها تجربه در کتابپژوهی بودهاند،
ب) گزینش آگاهانهی هفت کتاب برجسته از منطق و فلسفه و شعر باخترزمین و عرضهی ترجمههائی یگانه، با سبک ویژه، و چه بسا ماندگار، چونان مجلاهای درخشانی از آشنایی گسترده و ژرف با زبانشناسی تاریخی و زبانهای مهم جهانی در خدمت واژهسازی برای مفهومهای پیچیدهی فلسفی و منطقی و همتایابی برای واژههای برخوردار از ظرافتهای معنایی ویژهی ادبی،
پ) رویداشت به توانشهای نهفتهی زبان پارسی - از سرچشمهی زبانی هندواروپایی و زبان اوستایی تا زبان پهلوی و زبان پارسی امروزین - و همچنین توانشهای دیگر زبانهای هندواروپایی خویشاوند زبان پارسی،
ت) استوارسازی رویکرد خود به واژهجویی و واژهگزینی و واژهسازی فلسفی بر بهرهجویی از پیشوندها، پسوندها و میانوندهای زبان پارسی همراه با بهرهگیری از ریشههای اوستایی و سانسکریت و پهلوی و دیگر زبانهای هندواروپایی (بهویژه یونانی) در واژهسازی، بر بستر نوآوریهای گوناگون زبانی پسامشروطه و جریان تأثیرگذار پارسیگرایی و سرهگرایی،
به پارسیزبانان در درک ژرفتر امر ترجمه، دریافت بهتر مفهومها و متنها، و آشنایی بیشتر با دقایق و ظرایف نگرش نویسندگان آثاری که ترجمه کرده است یاریها رساند هر چند گاه نیز در خوانش و دریافت معنا و آهنگ نویسنده دشواریها پدید آورده است.
همهی بینش و دانش و روش ادیب سلطانی به پدیدآیی فرانمونی (پارادایمی) در ترجمه انجامیده است که ویژهی خود او چونان مترجمی دارای سبک شخصی است. این فرانمون از سامانهی نظری درخورتوجهی برخوردار است و دستاوردهای مهمی در عمل ترجمه دارد که میتوان از دیدگاههای گوناگون به سنجش آنها پرداخت و درستیها و نادرستیها یا برتریها و کاستیهای آنها را نشان داد.
این جستار در گنجایش اندک خود نگاهی سنجشگرانه به نگرش و روش و کوشش و دستاوردهای ادیب سلطانی در ترجمه و واژهگزینی فلسفی او، بر پایهی سنجههای نگارنده در ترجمه، دارد، و با همهی ستایش نگارنده برای ژرفنگریها و باریکبینیهای ادیب سلطانی نمونههائی از ناهمسانی دیدگاه نظری و کاستیها و نادرخوریها در دستاورد ترجمهای او را نشان میدهد.
کلیدواژهها: ادیب سلطانی، زبان پارسی، ترجمهی فلسفی، واژهگزینی فلسفی، واژهسازی فلسفی، نوآوری زبانی
1. مقدمه
من با شنیدن خبر درگذشت زندهیاد دکتر میرشمشالدین ادیب سلطانی بهناگاه و بی هیچ درنگی در ساعت 11:46 روز بیستم مهر ماه 1402 در گذرگاه تلگرامی خود این یادداشت را نوشتم:
«بهراستی میر بود و شمس بود و ادیب بود و سلطان بود. او خود را به کوششی شگفتانگیز در نیکوترین دستاوردهای فکری و احساسی بشری آموزش داد و پروراند، و در جستجوگریها، دانشاندوزیها، و کوششها برای آموزاندن آموختهها و یافتههایش به دیگران انسانیت را شأن درخور بخشید، و خرامان خرامان سرانجام از این سرای سپنج گذشت، و به جمع بزرگان جاودانهی تاریخ ادب و فلسفهورزی کشور ما پیوست. یادش همواره گرامی است.»
دقایقی پس از انتشار آن یادداشت روزنامهی هممیهن به گفتوگویی با من در بارهی ادیب سلطانی پرداخت که در روز شنبه، بیست و دوم مهر ماه 1402چاپ شد. اندکی پس از آن من صورت کاملتر و ویراستهتری از آن گفتوگو را در وبلاگ خود منتشر کردم.
سپس در فرصتهای گرانبهائی پدید آمدند تا یک سخنرانی در بارهی ادیب سلطانی در «خانهی اندیشمندان علوم انسانی»، یک سخنرانی به یاد او در برنامهی ویژهی «مؤسسهی پژوهشی حکمت و فلسفهی ایران»، و دو مقالهی بلند در بارهی او، در دو مجلهی «آزادی اندیشه» و «سیاستنامه»، داشته باشم که همه با «ستایش و نیایش» به پیشگاه یاد ایشان پیشکش شدند.
بدینسان با افتخار میتوانم بگویم که اندکی در عمل نشان دادهام که ارادتم به ادیب سلطانی بس بسیار است.
بهراستی آیا میتوان با آثار ادیب سلطانی خو گرفت و این ویژگیهای برجستهی او را ندید؟:
1) چیرگی او بر زبان پارسی و فرگشت تاریخی ساختار و واژههای آن،
2) آگاهی ژرف و گستردهی او از زبانهای گوناگون مهمی چون یونانی و لاتینی و عبری و عربی و آلمانی و فرانسوی و انگلیسی و چند زبان دیگر،
3) دغدغهی او برای فلسفه و منطق و ادبیات و هنر و فرهنگ،
4) دستیابی به اصول و هنجارهای ویژه در ترجمه در یک سامانهی بههم پیوسته و پافشاری همیشگی بر کاربست آنها،
5) پافشاری او بر دقت و ظرافت و نکتهسنجی در انتقال صورت و محتوای یک متن از زبانی به زبان پارسی،
6) کوشایی شگفتانگیز او برای رعایت بیشترین همخوانی همگانی یک به یک میان متن اصلی ترجمهشونده و متن ترجمه به پارسی، و
7) باریکبینی استادانهی او در واژهجویی و واژهگزینی و واژهسازی.
با هر ستایشی در برابر میراث ادیب سلطانی، باید گفت که از بزرگان خردمند و خردورز فلسفه و سنجشگری فلسفی، و از آن میان از خود ادیب سلطانی، آموختهایم که دوستاری هر کس نزد ما هر اندازه باشد باید «راستی / حقیت» را بیشتر دوست بداریم.
بدینسان من نیز، چونان یک شاگرد کوچک فلسفه، فروتنانه و حتا خاکسارانه در برابر تمثال ادیب سلطانی بر افق آبی روشن اندیشهورزی میایستم و به آسمان «راستی / حقیقت» مینگرم و میگویم «Amicus Adib Soltani, sed magis amica veritas».
من فزون بر آموختههای بسیار از متنهای ترجمهای ادیب سلطانی، از دانشها و آگاهیها و ذوقورزیهای او در تألیفها و پیشگفتارها و مقدمهها و پانوشتها و یادداشتهای او دربارهی بسا جستارها، و همچنین روششناسی نظری و عملی او در واژهگزینی و واژهسازی - که همه نشان از دانش و آگاهی گسترده و ژرف او در فلسفه و منطق و ادبیات و موسیقی و شعر و نقاشی دارند - بهرهها بردهام و خود را وامدار او میدانم.
من که خود حساسیتها و تمرینهای دانشآموزانه و دانشجویانه و دانشپژوهانهی نه چندان اندک در
الف) واژهیابی و واژهگزینی و حتا واژهسازی فلسفی،
ب) پارسیگرایی واژگانی و دستورزبانی ضمن پرهیز از عربیستیزی،
پ) پایبندی بیشینه به اصل همریختی یک به یک میان دو متن مبدأ و مقصد، از واژه و عبارت و جمله تا بند و زیربخش و بخش و فصل، و
ت) رعایت بیشینهی نزدیک به کاملِ یکدستی سراسری در کاربرد واژاکهای تخصصی
دارم، در بازاندیشی پیرامون نگرش و روش و دستاورد ادیب سلطانی بایسته و شایسته میدانم باریکاندیشیها و ژرفنگریها و حتا «مته-به-خشخاش-گذاریها» را (به سفارش خود او: نک. ادیب سلطانی، 1387ب، ص. XXIII) به عهده گیرم و «داوری»هائی داشته باشم، و با نکوداشت یاد او و «ستایش و نیایش» در برابر او نکتههائی از بازاندیشی در ساختهها و پرداختههای زبانی او را - برای خدمت به راستی، برای نبرد با مقدسسازی ترجمههای ادیب سلطانی، برای هراسزدایی از ترجمههای او، و برای یاریرسانی به زبان فلسفی پارسی - به دوستداران راستیجوی فلسفه پیشکش کنم.
****
علاقهمندان را به خواندن کل مقاله در کتاب «فرزانۀ خلوتگزین» دعوت میکنم.
این وبلاگی شخصی است، بهرهگیر از دو زبان پارسی و انگلیسی، برای آگاهیدِهی آکادمیایی در بارۀ کارهای ویژۀ خود من در زمینههائی از فلسفه (از فلسفۀ عام تا فلسفههای خاص) و علم (از علوم طبیعی تا علوم اجتماعی) و هنر (از شعر تا سینما) که همواره بدانها پرداختهام. آشکار است که هرگونه بهرهگیری از نوشتهها تنها با ذکر مأخذ و نام نویسنده، بهویژه با دادن نشانی آن در این وبلاگ، آزاد است.