⏪توضیحی در بارۀ تلقی عدالت چونان «برابری در برابر قانون» (در پیوند با عدالت رالزی)
⏪توضیحی در بارۀ تلقی عدالت چونان «برابری در برابر قانون» (در پیوند با عدالت رالزی)
◀️در جلسۀ اسکایپی روز سهشنبه شانزدهم آبان ماه 1402 من برای عرضۀ گزارشی از کتاب «لیبرالیسم سیاسی» جان رالز در خدمت دوستان هموند «#گروه_فراگیری» در پیامرسان تلگرام بودم.
◀️پس از بیان توضیحاتی در بارۀ چگونگی دستیابی رالز به «دو اصل عدالت»، در پاسخ به پرسش از چیستی عدالت در نظر رالز چیزی چون سخن زیر گفتم:
🔹رالز بی آن که همانند اَرَستو، یا بر پایۀ روش کلاسیک، «تعریف جامع و مانع» از عدالت را به صورت یک فرمول مشخصِ «عدالت عبارت است از فلان و فلان» عرضه کند برای دستیابی به برداشت یا مفهوم مقبول همگان از عدالت ویژگیهائی را پیش مینهد که نهایتاً عدالت - چونان فضیلتِ بایستۀ نهاد اجتماعی در برابر راستی یا صدق چونان فضیلت بایستۀ اندیشه - به مثابۀ انصافی تلقی میشود که در «دو اصل عدالت» تبلور مییابد.
🔹دو اصل عدالت عبارتند از:
◀️1) «اصل آزادی»: برخورداری هر شخص از حق برابر نسبت به گسترده ترین سامانۀ تام آزادی های اساسیِ برابری که همساز با سامانۀ همانندی از آزادیهای اساسی برای همگان باشد؛
◀️2) «اصل تفاوت»: سامان یافتن نابرابری های اجتماعی و اقصادی [ی گزیرناپذیر و ضروری برای جامعه] به گونهای که
◀️2-الف) بیشترین سود را برای کمامتیازترین افراد، همخوان با اصل صرفه جویی های عادلانه، دارا باشند [آن گونه که انسانها یا نمایندگان توافقکنندۀ آنان در وضعیت آغازین و در پس پردۀ ناآگاهی نسبت به موقعیت عینی خود - از نظر جنسیت و نژاد و پایگاه طبقاتی و ... - در میان دیگران، برای خود و نسلهای آینده می پذیرند]؛ و
◀️2-ب) آن نابرابریها باید مختص به مشاغل و مقامهائی باشند که دستیابی به آنها برای هر کس در شرایط برابری منصفانۀ فرصت آزاد باشد. [= برابری منصفانۀ فرصتها]
🔹با تحقق این دو اصل، متشکل از «اصل آزادی» و «اصل تفاوت»، یک جامعۀ دموکراتیک، «چونان یک سامانۀ همکاری منصفانه میان شهروندان آزاد و برابری که از دید سیاسی خودآییناند»، پدید میآید.
🔹بدین سان با یک فرهنگ سیاسی همگانیِ استوار بر انگارههای بنیادین، یک «برداشت سیاسی مشترک از عدالت» پدید میآید.
**
⏪پس از توضیحات من سرانجام این برداشت نزد یک یا چند تن از دوستان حاضر در جلسه پدید آمد که من عدالت از نظر رالز را همانا برابری در برابر قانون میدانم.
🔹در مجال اندک اشاره کردم که عدالت برابری در برابر قانون نیز هست ولی تنها برابری در برابر قانون صرف، یا هر قانونی از آن نظر که قانون است، نیست، بلکه قانون باید قانون ویژۀ استوار بر دو اصل عدالت باشد.
⏪اینک در توضیحی کوتاه عرض میکنم که
🔻اگر قانون را مجموعۀ بههمپیوستۀ رویههای پذیرفتنی در روابط میان انسانها در یک جامعۀ بهسامان، صرف نظر از مرجع قانونگذار، بدانیم،
🔻آنگاه آن قوانین زمانی پذیرفتنیاند که بهراستی بر دو اصل عدالت بیان شده در بالا استوار باشند.
◀️در این صورت زمانی میتوان عدالت را برابری انسانها در برابر قانون دانست که آن قانون مشخصاً بر دو اصل عدالت استوار باشد نه لزوماً هر آنچه به نام قانون از سوی یک مرجع قانونگذار یا در شرایطی تصویب شده باشد که چه بسا ناقض همه یا بخشی از دو اصل عدالت باشد.
****
⏪در پایان این یادداشت دو نکته را یادآور میشوم:
🔸نکتۀ یکم: واژۀ «داد / دات / داته» در تراداد زبانی ما (از زبان پارسی باستان و زبان استایی تا زبان پارسی میانه، در همسانیهائی با زبانهای سنسکزیت و هندواروپایی تا سکایی و سُغدی و ارمنی و سریانی و ...) به معنای «نهاده شده» (= وضعشده، برقرارشده) است که «قانون» نامیده میشود. این واژه به معنای «عدالت» و «حق» و «انصاف»، در برابر ستم (= «بیداد»)، نیز هست. (نک. به فرهنگهای ریشهشناختی برای زبان پارسی)
🔸نکتۀ دوم: چنین مینماید که اینهمان دانستن «عدالت» و «برابری انسانها در برابر قانون» بی آن که به بنیادهای قانون توجه شود میتواند فریبنده باشد؛ اگر قانونی بهراستی برابری را به گونهای تمامعیار چونان بنیاد خود نپذیرفته باشد سخن گفتن از برابری در برابر قانون سخنی پوچ خواهد بود؛ چنان که در عمل نیز انسانها در برابر قانون برابر نخواهند بود.
⏪بدینسان باید در پایان بگویم که چه بر پایۀ کاوش نگرش رالز و چه بر پایۀ برابری واژهشناختی «عدالت» و «قانون» در تراداد ایرانی، قانون باید بر عدالت استوار باشد تا برابری انسانها در برابر آن معنا داشته باشد. چنین مینماید که در اینجا گرفتار یک چرخه هستیم؛ ولی با اندکی ژرفنگری میتوان دید که این یک چرخۀ تباه (vicious circle، دور باطل) نیست.
#جان_رالز
#عدالت
#لیبرالیسم_سیاسی
#قانون
🔹موسی اکرمی، شنبه 20 آبان ماه 1402
این وبلاگی شخصی است، بهرهگیر از دو زبان پارسی و انگلیسی، برای آگاهیدِهی آکادمیایی در بارۀ کارهای ویژۀ خود من در زمینههائی از فلسفه (از فلسفۀ عام تا فلسفههای خاص) و علم (از علوم طبیعی تا علوم اجتماعی) و هنر (از شعر تا سینما) که همواره بدانها پرداختهام. آشکار است که هرگونه بهرهگیری از نوشتهها تنها با ذکر مأخذ و نام نویسنده، بهویژه با دادن نشانی آن در این وبلاگ، آزاد است.